سيد محمد باقر شفتي
55
تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )
شقى فرستاد ، آن پشه به يك طرف از صورت نجس او نشست ، او را ممانعت نمود به طرف ديگر نشست ، او را ممانعت نمود ، بعد از آن داخل دماغ او شد ، به تقدير الهى جل شأنه پشه خود را به مغز سر او رسانيد به همان حالت باقى بود ، آن پشه مشغول به أكل مغز استخوان او شد تا مغز استخوان او تمام شد ، بعد از آن به جهنم و اصل شد . آن كس كه تمناى اين معنى مىنمود كه رب حضرت ابراهيم جل شأنه او آمده از عهدهء مقاومت و محاربهء ضعيفترين پشه كه أضعف از أغلب مخلوقين جناب بارى عز شأنه مىباشد نتوانست برآمد ، در آن حال خطاب قدرت انجام از جانب خلاق جهان به جناب خليل الرحمن رسيد ، كه اى ابراهيم مسألت نمودى كه أضعف بق را مسلط كنم چنين نموديم ، و اگر استدعا نموده بودى كه أضعف خلق را مسلط نمائيم ، مسلط مىنموديم به او حيوانى را كه مرئى نمىشد . اين است نمونهاى از عظمت معبودى كه در مقام بندگى او ايستادهاى ، تأمل كن و سعى نما كه قيام در بندگى و خدمت چنين معبودى را به وجهى كه عظمت معبود اقتضا نمايد به عمل آورده باشد ، نه اين كه ايستاده باشى در مقام بندگى و قلب تو از معبود حقيقى جل جلاله غافل بوده باشد . و حذر كن از اين كه اياك نعبد كه مشتمل بر صيغهء خطاب است از لسان تو جارى شود مطلقا التفاتى به مخاطب عظيم متعال و منعم كريم بىزوال عز شأنه ننمائى ، چه اين عبادت و بندگى كه موجب قرب درگاه معبود حقيقى شود نيست بلكه به مقتضاى انصاف موجب مؤاخذه و طرد از ساحت حظور عظمت دستور است ، سبحان اللَّه حال ماها در صلاة كه أشرف و أكمل و أفضل طاعات بدنيه است « من يكون محاسنه مساويه فكيف لا يكون مساويه مساويه » رجاء از خلاق أرض و سماء آن است كه به تفضل و حرمت مقربين درگاه أحديت توفيق خاص عطا